و stick note اختراع شد :))


و stick note اختراع شد تا ما درس نخوانیم و فقط برگه بچسبانیم به نشانه اینکه بعدا خوانده شود :)))


بی ربط نوشت: هیسسسس خیلی ام پست خوبیه.... خیلی ام عاشقانه اس :) 

پ.ن: این هفته پر مشغله ترین هفته زندگی ما بود... یه جوری پر مشغله که غزل به این نتیجه رسید دیگه دو تا دست واسش کافی نیس باید سه تا داشته باشه :)) منم به این نتیجه رسیدم دیگه 24 ساعت واسم کافی نیس...باید روزای 30 ساعتی داشته باشم... این حرف کاملا جدیه :|

واسه همین تصمیم گرفتم برم مریخ -___- روزا اونجا بلند تره... 

یه چند وقت دیگه از مریخ پست می ذارم :)

پ.ن2: راستی من هنوز تو آشپزخونه درس می خونم :)

۱۲ ۵

ضایع شدگانیـــــم :)

دقت کرده اید.؟.!.؟

با بعضی آدم ها همه چیز خوب است......

با بعضی آدم ها سکوت کردن هم به اندازه ی حرف زدن لذت بخش است....

با بعضی آدم ها ضایع شدن هم خوب است...

مثلا اینکه بروید دم در دانشکده ی دارو سازی و یک نگهبان کم شعور با طلبکاری بپرسد :کــــــــــــجا؟!

بعد نگاهی به تو بکند و جواب نگهبان را بدهد که : می خوایم دانشکده رو ببینیم....

نگهبان هر لحظه بی ادب تر بشود با لحن طلبکار تر بگوید: مگه دانشکده دیدن داره؟! بـرین تعطیله....

بعد دست از پا دراز تر برگردید.. و فکر کنید که چقدر ضایع شدید... اما از ته قلب می خندید و سعی به ساختن چند فحش فرانسوی میکنید....


کمی بعد تر بروید دم در پیست دوچرخه سواری و آنجا هم در را به رویتان باز نکنند....بعد بروید دم در باشگاه دانشکده و آنجا هم بسته باشد...بعد بیش تر بخندید و برگردد و بگوید:تو یه روز بیش تر از این نمی شد ضایع شیم ...


اما خوش گذشته می دانید؟!

چون با بعضی آدم ها همه چیز خوش می گذرد....




(+هیشکی ما رو دوس نداره....

_ آره ... ما غمگینیم....

+غمگین نیستیم .... تنها ایم...)

_ من

+اون



۱۲ ۴

در این ترمی که بر ما گذشت...

اکنون یک ترمی می شود که وارد دانشگاه شده ایم..و در حوالیِ در آمدن از ترمکی هستیم :)

در هیچ راه پله ای به هیچ پسر خوش تیپ و بسی با شخصیتی برخورد نکردیم و جزوه هایمان نریخت....

وسط ترم هیچ پسر بسی خوش پوشی انتقالی نگرفت و وارد کلاس ما نشد....

هیچ گروه از شاخ های دانشگاه را مشاهده نکردیم ....

دیگر کم کم از خود بسی نا امید شدیم...

عـایا این ها بدان منزله است که اینجانب اصلا زیبا نیستم؟!

عـایا هیچ کسی در این دانشکده ی خراب شده نیست که از ما در یک نگاه خوشش بیاید و اخلاق گندمان برایش مطرح نباشد؟!

عایا بنده باید خودم را از پنجره ی سومین طبقه ی دانشکده به پایین پرتاب کنم؟!

عایـــــآ هیچ کس از این 26 هزار نفر دانشگاهمان تا پایان 4 سال از من خوشش نخواهد آمد؟!


عـایا تمام رویاهای کودکی دروغ هایی بودند که رمان ها و فیلم های ایرانی به خوردمان دادند ؟! :)))

کنکوری ها درس نخوانید !! هیچ خبری نیست :)))




یکی از دوستا گفته بود از نوشته ها چیزی سر در نمیاره چون تهش می زنم پی نوشت و یه چیز بی ربط می گم... دیدم که بسی حق دارد....

از این به بعد اگه حرفی مونده بود می زنم ب.ن به معنی بی ربط نوشت



ب.ن: این پست بســـــــــــــــــــــــــــی شوخی بود .... از هر گونه جدی تلقی کردنش بپرهیزید :))

۱۹ ۸

پسر چشم سبـزِ مو خرمایی..

دیروز امتحان مکالمه داشتم :|

یه گفتگوی به چه خوبی در مورد بیرون رفتن با دوستم رو اداره کردم ..بعد تو توصیف مرد ایده آل عین خر تو گل مونده بودم :|

فقط تونستم در نهایت بگم چون من خیلی لجبازم اون باید خیلی فداکار باشه .... وقتی ام ازم پرسید قیافه اش چی ؟! گفتم مهم نیس ....

بماند که تو دلم به خودم گفتم جونِ عمـت :|  یهو یادم اومد ما همون آدمایی بودیم که سر کلاس وقتی داشتیم توصیف قیافه یاد می گرفتیم..استاد که گفت یه پسـر چشم سبزِ مو خرمایی هممون چند ثانیه سکوت کردیم ...در انتها هم یک عدد  ش آبرو ریز از ته کلاس داد زد: واااای :))



امروز انتخاب واحد داشتم ..خودم رو خفه کردم 19 واحد شد :| همون آدمی بودم که می گفتم :من بیست و چار واحد برداشتم :))

۱۷ ۱

پینک فلویدِ آلبالویی :)

اهمیتی ندارد اگر کلاس شروع شده...

ما در این یخبندان روی نیمکت سنگی می نشینیم و مینوت میت آلبالویی می خوریم ...

بین ما تنها کسی که حرف می زند پینک فلوید است...

هر دو به ناکجا آباد خیره شدیم ....

نقطه ی مشترکی است ...

از آدم هایی که ترجیح می دهند سکوت کنند تا اینکه هر حرفی بزنند خوشم می آید ...

از او خوشم می آید ...

اگر بخواهد چیزی بگوید در مورد کمدی الهی حرف می زند...اگر بخواهد فیلمی توصیه کند لئون اولین پیشنهاد است ...

از او خـــــــــــیلی خوشم می آید ...درست جوری است که باید باشد...درست مثلِ من است ...

درست مثل من برای sting و linkin park جان می دهد...

درست مثل من به سکوت احترام می گذارد ....

درست مثل من آلبالو دوست دارد...

درست مثلِ من به شروع شدن کلاس اهمیت نمی دهد ....



۱۴ ۳

Hurry sickness


وقتی داشتم با بی حوصلگی کتابم رو ورق می زدم یه چیزی پیدا کردم که به نظرم جالب بود :

"ناراحت کننده ترین چیز موفقیت یک سری کتاب آمریکایی به نام قصه های یک دقیقه ای قبل از خواب است..چیزی که یک نفر باید بپرسه اینه که والدین با این زمان ذخیره شده چی کار می کنند؟"


همیشه عجله داریم.... مگه زندگی چیزی جز این لحظه هایی که سریع  می خوایم ردش کنیم؟ 


۱۰ ۳

درس و وبلاگ داری :)


وضعیت کنونی من :| 

نیمی وبلاگ داری.. نیمی درس..

عملا اون نیمی درسش هیچی درسه :-D 

فردا امتحان میان ترم دارم از این جهت التماس دعای فراوان :-D 


اول ربیعتون بسیـــــــــــــــار مبارک ;) :)


پ.ن:من کلا تو آشپزخونه درس می خونم :| انقد که شبیه آدم نیستم :| موقع کنکور مامانم یه کابینت داده بود کتابامو گذاشته بودم توش :))

۱۹ ۱

هوای سی و سه نفره :)

امروز بالاخره اینجا هم برف اومد:) البته صرفا بارید و افتخار نداد که بشینه :| ما سر کلاس همش بیرون رو نگاه می کردیم :) مدیونید اگه فکر کنید به استاد گوش نمی دادیم :)) در انتها هم نازنین طاقت نیاورد و گفت : استاد هوا سی و سه نفره اس بیاین بریم بیرون قدم بزنیم .... صد البته که استاد گرامی دیگه اونقدرا مهربون نبود و گفت بشینید سر درستون :|

به مناسبت روز دانشجو واسمون جک آورده بود (به فرانسه ) ...یکی از یکی مسخره تر :|

این فرانسویا به چه چرت و پرت هایی می خندن :| واقعا درود به کشورمون که در صنعت تولید جوک رده ی اولِ جهانِ(از نظر من :| )

یه چیز عجیب تو نشریه ی دانشگاه خوندم:ایران بعد از روسیه و آمریکا رتبه ی سوم تولید مهندس تو جهان رو داره !!!!!!!!!!!!




اسم این پست رو می ذاریم همینجور نوشت :))


پ.ن:دقت کردین تنها نقشی که این پیش بینی امروز داره اینه که تو به هر رقمی برسی چند تا بالاترش رو می زنه ؟

عین بابا هاست که هرچقدرم خوب بشی در نظر اونا هم چنان معمولی هستی :)))))

۱۶ ۱

وقتی استاد مهربون باشه :)

وقتی استاد مهربون باشه... روز دانشجو مبارک می شه...

امروز استاد گرامی به مناسبت روز دانشجو واسمون شیرینی اورده بود :)


سر کلاس پانتومیم اجرا کردیم...  :) تو دانشگاه بهمون کوفتم ندادن :| 

واسه اولین بار یکی از دوستام گفت امروز ماشین دارم می خوای بریم بیرون :)))

چه روز خوبیه امروز....همش غافلگیری :))  

بعد نوشت: روز دانشجو مبارک همتون :)

۱۷ ۵

چپه تراش و فِغ فِغـــــی :))

دیروز داشتیم یاد می گرفتیم چجوری ظاهر رو وصف کنیم ...

غزل می پرسید چپه تراش چی می شه ؟!

سارا هم مشتاق بود معادل ته ریشُ بدونه ....


کلا هر کسی یه منظوری داشت ...

غیر از پریا که وقتی استاد می گفت حدس بزنین مو فرفری چی می شه؟ نهایت خلاقیتش این بود که بگه فِغ فِغی :)))))

عاشق این بشرم من ....

منم هر توصیفی که می گفتن و یادداشت می کردم بلکه از اون لا ما ها یه ایده آلم واسه من پیدا بشه :))))))))

۷ ۵
هر کی می نویسه، نویسنده نیس...شاید یکی باشه، ، ،مثه من....
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان